قضاوت افکار عمومی و رسانههای روسیه درباره شهادت آیت الله سید علی خامنهای
گروه بینالملل دفاعپرس - ایگور پلیچاری، استاد تاریخ و روابط بینالملل در دانشگاه اوربینو کارلو بو ایتالیا: درباره شهادت آیتالله علی خامنهای، در مسکو این دیدگاه وجود دارد که حضور ایشان در محل کار هنگام حمله تصادفی نبوده است. رسانههای روسیه مدعی هستند که رهبر فقید ایران علیرغم اطلاع از حمله قطعی آمریکاییها، تصمیم گرفت پنهان نشود.

در مسکو، تفسیر حمله آمریکا بسته به سطح تحلیل متفاوت است. از یک سو، افکار عمومی و رسانههایی وجود دارند که در طول جنگ اوکراین بهطور قابل توجهی رادیکالتر شدهاند. از سوی دیگر کرملین پیامدهای بلندمدت هر عملیاتی را با دقت بیشتری تحلیل میکند. در افکار عمومی و رسانهها، مواضع سختگیرانهتری غالب است و کرملین با فشار فزاینده رسانههای خودی برای اقدام قاطعتر در صحنه بینالمللی دست و پنجه نرم میکند.
اگر جنگ منطقهای ایران به سرعت پایان نیابد، خطر تبدیل آن به یک جنگ فرسایشی وجود دارد. در حالی که روسیه جنگ اوکراین را در مرزهای خود و در وضعیت جغرافیایی و لجستیکی مساعدی پیش میبرد، برای آمریکا جنگ طولانی از فاصله دور، بسیار دشوارتر است. عامل تعیینکننده در این تفاوتها، زمان است. هر چقدر جنگ منطقهای بیشتر طول بکشد، تهران که بیش از بیست سال برای چنین سناریویی آماده میشده، بیشتر سود میبرد.
تاثیر معکوس شهادت آیتالله خامنهای
عملیات موسم به خشم حماسی که برای ضربه زدن به ساختار سیاسی طراحی شده بود و تصور میشد در فقدان رهبری باعث فروپاشی شود، کارساز نبود. در واقعیت، بمباران به عامل اتحاد مردم ایران حول محور ملیگرایی مذهبی با پیامدهای بزرگ در مقیاس جهانی تبدیل شد؛ بنابراین شهادت آیت الله خامنهای تأثیری معکوس به دنبالش داشت و نقش سپاه پاسداران را که بهعنوان رکن مؤثر مدیریت نظامی-سیاسی کشور تلقی میشود، بیش از پیش تقویت کرد.
با این حال واکنش محتاطانه مسکو به حمله اسرائیل و آمریکا به ایران مورد توجه بسیاری از ناظران غربی گرفت. این واکنش که به محکومیت رسمی و فراخوان بازگشت به میز مذاکره محدود ماند، به عنوان نشانهای از محافظهکاری تعبیر شد.
این تفسیر در چارچوب الگوی سوریه و ونزوئلا میگنجید؛ جایی که موضع رسمی مسکو با مداخله مستقیم برای جلوگیری از یک رویداد راهبردی همراه نبود. با این حال ایران هیچ یک از این کشورها نیست و چنین قیاسی به سختی میتواند ماهیت روابط کنونی تهران و مسکو را منعکس کند.
تسلیحات، انرژی و انرژی هستهای
روسیه که بر جنگ اوکراین متمرکز است و تمایلی به مداخله مستقیم در امور دیگر ندارد، اکنون کمک نظامی خود به متحدانش را بر اساس ثبات داخلی آنها و اهمیت راهبردی صحنه عملیات تنظیم میکند. در ونزوئلا، مداخله روسیه به دلیل بعد مسافت و عدم وجود همکاری نظامی ساختاریافته محدود باقی ماند. کرملین در پرونده سوریه هم تا زمان زوال نهایی حکومت اسد، بشار را به تقویت نظام از درون فرامیخواند و از تحمل بار مداخلات جدید اجتناب میکرد.
با این حال پرونده ایران کاملا متفاوت است. ایران از خودکفایی نظامی، سلاحهای پیشرفته و دستگاه امنیتی تثبیتشده برخوردار است و همکاری نزدیکی با مسکو دارد که طی سالهای اخیر ماهیتی ساختاری پیدا کرده است. این همکاری مدتی است در سه حوزه اصلی توسعه یافته: تسلیحات، انرژی و صنعت هستهای.
مسکو و تهران در ژانویه ۲۰۲۵ توافقنامه ۲۰ ساله مشارکت راهبردی امضا کردند که همکاری در زمینه دفاع، انرژی، زیرساخت و امور مالی را با هدف هماهنگسازی سیاستهای دو کشور و کاهش تأثیر تحریمهای غربی گسترش میداد.
در حوزه فناوری نظامی، روابط تهران - مسکو به تبادل موثر میان دو سیستم دفاعی تکامل یافت. تهران دانش پیشرفته خود را در حوزه حیاتی پهپادها که در جنگهای مدرن به یکی از مهمترین تسلیحات تاکتیکی تبدیل شده، به مسکو آموخت و مسکو نیز دانش فنی خود را در فناوریهای مافوق صوت با تهرا به اشتراک گذاشت.
تحکیم همکاری نظامی بر روابط مستحکمی تکیه دارد که شامل کمک روسیه به برنامه هستهای غیرنظامی ایران نیز میشود. مسکو ساخت نیروگاه اتمی بوشهر را تکمیل کرده و آن را همراه با تهران اداره میکند. توافقنامه ساخت اولین رآکتور VVER-۱۰۰۰ در سال ۱۹۹۵ منعقد و این رآکتور در سال ۲۰۱۱ وارد مدار شد. تأسیسات هستهای بیشتری که در سال ۲۰۱۴ توافق شد، در حال ساخت هستند.
وابستگی راهبردی مسکو به تهران
با توجه به ارزش لجستیکی، ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک رو به رشد ایران، به نظر میرسد مسکو آماده کنار گذاشتن چنین شریکی که با گذشت سالها اهمیت بیشتری یافته، نیست. کریدور بینالمللی شمال-جنوب که روسیه، ایران و هند را از طریق دریای خزر و خلیج فارس به هم متصل میکند، یک مسیر تجاری جایگزین در رقابت با مسیرهای سنتی تحت سلطه غرب است.
در سیستم روابط بینالملل که با جنگهای نیابتی جدید رقم خورده، انتظار میرود که مسکو با روشهایی مشابه روشهای آمریکا برای حمایت از اوکراین، از ایران پشتیبانی کند. این روشها شامل تقویت حوزههای موجود همکاری سیاسی و اطلاعاتی و همچنین ارسال تسلیحات با اجتناب از مشارکت مستقیم در جنگ است.
نخستین نشانههای افزایش مساعدت نظامی روسیه پس از جنگ دوازده روزه ظاهر شد. این مرحله که از سوی بسیاری بهعنوان پیشدرآمدی احتمالی برای مداخله نظامی گستردهتر تلقی میشد، مسکو را بر آن داشت تا حمایت خود را از ایران نسبتا گسترش دهد. مخصوصا که دادههای ماهوارهای حاکی از تحرکات لجستیک در پایگاههای آمریکا، جابجایی ناوهای هواپیمابر و تقویت زیرساختهای عملیاتی بود؛ مسالهای که حمله مجدد آمریکا به ایران را مسلم میکرد.
انتهای پیام/ ۹۴۴


